در طول روزه ۳۰ روزه در بدن چه اتفاقی میافتد؟
یک مطالعه علمی نادر از سال ۱۹۱۵ تمام تغییرات فیزیولوژیکی روزه ۳۰ روزه را مستند کرد. نتایج آن چه بود؟
در طول روزه ۳۰ روزه در بدن چه اتفاقی میافتد؟
روزه ۳۰ روزه افراطی به نظر میرسد — و در زندگی روزمره واقعاً هم هست. اما در سال ۱۹۱۲، گروهی از دانشمندان در مؤسسه کارنگی واشنگتن در بوستون کار شگفتانگیزی انجام دادند: دقیقاً همین را، تحت شرایط کنترلشده آزمایشگاهی دقیق، مطالعه کردند و هر تغییر قابل اندازهگیری در بدن انسان را در طول یک روزه کامل ۳۱ روزه مستند کردند.
آزمودنی آگوستینو لوانزین بود، یک داروساز مالتی ۴۰ ساله و چندزبانه که چندین بار قبلاً روزه گرفته بود و برای این آزمایش داوطلب شد. محقق اصلی فرانسیس گانو بندیکت، مدیر آزمایشگاه تغذیه، بود که با یک تیم چندرشتهای از پزشکان، شیمیدانان، روانشناسان و فیزیولوژیستها کار میکرد.
نتایج در سال ۱۹۱۵ به عنوان A Study of Prolonged Fasting (انتشارات مؤسسه کارنگی واشنگتن، انتشار شماره ۲۰۳) منتشر شد. بیش از یک قرن بعد، یافتهها از نظر علمی همچنان مهم هستند — و بسیاری از آنها آنچه تحقیقات مدرن بعداً تأیید کرد را پیشبینی کردند.
آزمودنی و تنظیمات آزمایش
لوانزین در ۱۰ آوریل ۱۹۱۲ وارد آزمایشگاه تغذیه شد. سه روز را در یک دوره مشاهده مقدماتی سپری کرد که در آن دانشمندان اندازهگیریهای پایه او را — وزن، ترکیب خون، نرخ متابولیک، ترکیب ادرار، نبض و فشار خون — تعیین کردند.
در آغاز روزه تقریباً ۶۰.۶ کیلوگرم وزن داشت. در طول مدت تنها آب مقطر مینوشید.
هر روز از روزه، دانشمندان اندازه میگرفتند:
- وزن بدن (هر صبح)
- نبض و فشار خون
- دمای رکتال
- مصرف اکسیژن و تولید CO2
- دفع و ترکیب ادرار
- اجسام کتونی در ادرار
- نمونههای خون
- قدرت گرفتن و نتایج آزمون شناختی
در شبها، داخل یک کالریمتر تنفسی میخوابید — اتاقی مهر و مومشده که گرمای تولیدشده توسط بدنش را مستقیماً اندازه میگرفت. این به محققان یک پنجره بیسابقه به تغییرات متابولیک در طول خواب داد.
روزهای ۱ تا ۳: تخلیه گلیکوژن و سختترین مرحله
سه روز اول هر روزهای به طور جهانی سختترین روزها تلقی میشوند. دادههای این مطالعه تأیید کرد چرا.
در روز اول، بدن لوانزین ۶۸.۸ گرم کربوهیدرات سوزاند — از ذخایر گلیکوژن کبد و عضلاتش برای حفظ گلوکز خون استفاده کرد. این بالاترین سوزش کربوهیدرات در هر روز از دوره ۳۱ روزه بود.
با تحلیل رفتن گلیکوژن، گلوکز خون کمی شروع به افت کرد، و بدن شروع به تولید اجسام کتونی بیشتر کرد — موادی که کبد از اسیدهای چرب تولید میکند که میتوانند مغز و سایر اندامها را وقتی گلوکز در دسترس نیست تغذیه کنند.
گرسنگی وجود داشت و در این مرحله قابل مدیریت توصیف شد، نه طاقتفرسا. لوانزین گزارش کرد خستگی عمومی، اما هیچ پریشانی نداشت.
روزهای ۴ تا ۱۳: انتقال به چربیسوزی
تا روز چهارم، اتفاق مهمی افتاده بود. گرسنگی تا حد زیادی ناپدید شده بود. دفع نیتروژن — معیار از دست دادن پروتئین و عضله — در روز چهارم به اوج رسید و سپس شروع به کاهش کرد. این یکی از مهمترین یافتههای مطالعه بود.
بدن آنچه علم مدرن «کتوز صرفهجویی در پروتئین» مینامد را فعال کرده بود. به جای سوزاندن پروتئین عضلانی برای سوخت، بدن به طور فزایندهای به چربی تکیه میکرد. کتونها در ادرار و خون در حال افزایش بودند، سوخت جایگزینی برای مغز فراهم میکردند که نیاز به تجزیه اسیدهای آمینه برای گلوکونئوژنز را کاهش میداد.
تا روزهای ۱۰ تا ۱۳، سوزش کربوهیدرات از ۶۸.۸ گرم در روز اول به تقریباً ۴ گرم در روز افت کرده بود. بدن تقریباً به طور کامل روی چربی و کتونها اجرا میشد.
روزهای ۱۴ تا ۲۱: تطبیق کامل چربی و کند شدن متابولیک
پس از روز ۱۳، سوزش کربوهیدرات تقریباً کاملاً متوقف شد. بدن ذخایر گلیکوژن خود را کاملاً تخلیه کرده و در حالت متابولیسم چربی تطبیقیافته عمل میکرد.
چربی منبع سوخت کاملاً غالب شد. ضریب تنفسی غیرپروتئینی در محدوده ۰.۷۱ تا ۰.۷۶ تثبیت شد — نزدیک به ارزش نظری برای اکسیداسیون چربی خالص.
تغییرات قلبی عروقی چشمگیر بودند. نرخ نبض به تدریج کاهش یافت، از حدود ۱۰۰ ضربه در دقیقه در روزهای اولیه روزه به ۷۳ ضربه در دقیقه تا روز ۲۳. فشار خون سیستولیک و دیاستولیک نیز در این دوره به طور قابل اندازهگیری کاهش یافت. قلب کمتر پمپ میزد زیرا کل تقاضای متابولیک بدن کاهش یافته بود.
کل تولید گرما حدود روز ۲۱ به حداقل خود رسید — تقریباً ۶۲۵ کالری در ۲۴ ساعت در مقایسه با حدود ۸۳۶ کالری در روز سوم. این کاهش تقریباً ۲۵ درصدی در نرخ متابولیک پایه یکی از مهمترین یافتههای مطالعه است. بدن ماشینآلات داخلی خود را برای صرفهجویی در انرژی به طور اساسی کند کرده بود.
روزهای ۲۱ تا ۳۱: تطبیق پایدار
مرحله پایانی روزه، بدن را در حالت تطبیق پایدار نشان داد. چربی همچنان سوخت اصلی بود. کاتابولیسم پروتئین در سطح پایینتری از روزهای اولیه باقی ماند، اگرچه ادامه داشت.
دفع نیتروژن لوانزین — معیار تجزیه پروتئین — به تقریباً ۰.۱۴۳ گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن در روز کاهش یافته بود. برای مقایسه، دفع او در روز چهارم ۰.۲۰۷ گرم به ازای هر کیلوگرم بود. بدن ذخایر پروتئینی خود را بسیار مؤثرتر از روزهای اولیه محافظت میکرد.
از نظر شناختی، لوانزین در طول مدت عملکردی باقی ماند. در روز ۲۹، یادداشتهای خودزندگینامهای مفصل و چند صفحهای نوشت — منسجم و منظم. تیم بندیکت در روز ۳۱ او را مستند کرد که بدون کمک از پلهها بالا میرود، با «هیچ نشانهای از بیثباتی».
روز ۳۱، بازخوردن: چه اتفاقی افتاد
وقتی روزه در ۱۴ مه ۱۹۱۲ پایان یافت، به لوانزین دو لیمو (کامل خورده شد) داده شد، سپس پرتقال، عسل (تقریباً ۳۰۰ گرم) و آب انگور (تقریباً یک لیتر).
نتیجه کولیک رودهای شدیدی بود که نیاز به بستری کوتاهمدت داشت. معرفی ناگهانی کربوهیدراتها و قندها به دستگاه گوارشی که ۳۱ روز کاملاً غیرفعال بوده بود، پریشانی حاد ایجاد کرد.
این توالی رویدادها آنچه ما اکنون سندروم تغذیه مجدد مینامیم را پیشبینی میکند — یک وضعیت خطرناک که برای اولین بار پس از جنگ جهانی دوم به صورت بالینی توصیف شد، شامل تغییرات الکترولیتی خطرناک هنگامی که مواد مغذی به سرعت پس از گرسنگی یا فستینگ طولانی مجدداً معرفی میشوند. مطالعه ۱۹۱۲ ویژگیهای آن را دهها سال قبل از اینکه مفهوم اسم داشت مستند کرد.
این یک درس عملی مهم است: چگونگی شکستن یک روزه طولانی به اندازه خود روزه اهمیت دارد. معرفی تدریجی — با شروع از مایعات و مقادیر بسیار کم — ضروری است.
وزن بدن: واقعاً چه چیزی از دست رفت؟
طی ۳۱ روز، لوانزین تقریباً ۱۱.۳ کیلوگرم (حدود ۲۴.۹ پوند) کاهش وزن داشت. اما همه اینها چربی نبود.
تجزیه تقریباً اینگونه بود:
- توده چربی: بزرگترین بخش کاهش وزن
- آب و گلیکوژن: کاهش قابل توجه اولیه در روزهای ۱ تا ۳ با تحلیل ذخایر گلیکوژن
- پروتئین: یک بخش کوچکتر اما واقعی، که کاتابولیسم پروتئین مداوم (اگرچه کاهشیافته) را منعکس میکند
کاهش وزن سریع اولیه چربی نبود. کاهش کندتر میانی و اواخر روزه عمدتاً چربی بود. این الگو — کاهش سریع اولیه و به دنبال آن یک مرحله کندتر و پیوستهتر — دقیقاً همان چیزی است که مطالعه بندیکت مستند کرد و آنچه کسانی که روزه میگیرند به طور مداوم مشاهده میکنند.
آنچه این به ما درباره مقاومت بدن میگوید
شاید چشمگیرترین یافته در کل مطالعه ۳۱ روزه این است که بدن انسان چقدر مؤثر یک روزه کامل غذایی را مدیریت کرد. آزمودنی حفظ کرد:
- دمای مرکزی پایدار
- خروجی قلبی عروقی کارکردی
- توانایی شناختی محفوظ
- فعالیت جسمی در طول مدت
- متابولیسم صرفهجویی در پروتئین که بافت اندام را محافظت کرد
بدن بدون غذا درمانده نیست. مکانیسمهای پیچیده و سلسلهمراتبی برای مدیریت کمبود انرژی دارد — مکانیسمهایی که میلیونها سال تکامل برای توسعه آنها صرف شده است.
برای راهنمای کامل و عملی شروع فستینگ متناوب، کتاب Intermittent Fasting in Practice را از Amazon تهیه کنید. با خرید کتاب، ۳ ماه اشتراک رایگان اپلیکیشن فستینگ ما را دریافت کنید: https://www.fastinginpractice.com/redeem
سؤالات متداول
آیا روزه ۳۰ روزه خطرناک است؟ روزه کامل ۳۰ روزه یک رویداد پزشکی است، نه چیزی که بدون نظارت باید تلاش کرد. مطالعه ۱۹۱۵ تحت نظارت روزانه پزشک و پایش مداوم انجام شد. روزه طولانی این مدت خطرات جدی دارد و به راهنمایی حرفهای نیاز دارد.
چه مقدار از وزن از دست رفته در روزه ۳۰ روزه چربی است؟ اکثر وزن از دست رفته پس از چند روز اول چربی است. کاهشهای اولیه شامل آب و گلیکوژن قابل توجهی است. تا هفته دوم و سوم، چربی بخش اعظم کاهش وزن روزانه را تشکیل میدهد.
آیا بدن در طول روزه طولانی عضله میسوزاند؟ مقداری کاتابولیسم پروتئین در طول مدت رخ میدهد، اما مکانیسمهای صرفهجویی در پروتئین به طور قابل توجهی از دست دادن عضله را پس از روزهای اولیه کاهش میدهند. دفع نیتروژن در روز چهارم در مطالعه بندیکت به اوج رسید و سپس به تدریج افت کرد.
آیا مغز در طول روزه ۳۰ روزه عادی عمل میکند؟ عملکرد شناختی در طول روزه ۳۱ روزه متغیر اما محفوظ بود. آزمودنی در روز ۲۹ یادداشتهای خودزندگینامهای مفصل نوشت و در روز ۳۱ از پلهها بالا رفت. مغز از گلوکز به کتونها به عنوان سوخت اصلی خود تغییر میکند — به نظر میرسد کتونها عملکرد شناختی را در طول روزه طولانی به اندازه کافی حفظ میکنند.
چرا نرخ متابولیک در طول روزه طولانی کاهش مییابد؟ بدن کل سوزش کالری خود را — حدود ۲۵ درصد در مطالعه بندیکت — به عنوان یک پاسخ تطبیقی برای محافظت از بافت ضروری کاهش میدهد. این تطبیق متابولیک در تحقیقات مدرن به خوبی مستند شده و توضیح میدهد چرا کاهش وزن به تدریج در طول روزه طولانی کند میشود.
مقالات مرتبط
- مقایسه روزه ۳ روزه، ۷ روزه و ۳۰ روزه: چه تغییراتی در هر مرحله ایجاد میشود
- تغییرات بدن ساعت به ساعت در فستینگ
این مقاله بر اساس تحقیقات علمی تاریخی از سال ۱۹۱۵ است و صرفاً برای اهداف اطلاعرسانی میباشد — توصیه پزشکی نیست. قبل از شروع هر روزه طولانی با پزشک متخصص مشورت کنید.
Benedict, F.G. (1915). A Study of Prolonged Fasting. Carnegie Institution of Washington, Publication No. 203.
Want the complete guide?
Intermittent Fasting in Practice
Everything in this article — and hundreds more pages of practical guidance, protocols, recipes, and mindset strategies — is covered in depth in the book, available now on Amazon.
تجربه شخصی داری؟ داستان تو به هزاران نفر کمک میکند.
مقالات مرتبط
روزهداری متناوب و هورمونها: چه اتفاقی در بدن شما میافتد؟
خواندن مقاله →علمروز چهارم روزه در بدن چه اتفاقی میافتد؟
خواندن مقاله →علمروزهای ششم و هفتم روزه در بدن چه اتفاقی میافتد؟
خواندن مقاله →علمروز دوم روزه در بدن چه اتفاقی میافتد؟
خواندن مقاله →علمروز سوم روزه در بدن چه اتفاقی میافتد؟
خواندن مقاله →فوایدفواید روزه آبی چیست و در بدن چه اتفاقی میافتد؟
خواندن مقاله →